عبد الحسين نوايى
59
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
رتبت ، كيوان حشمت ناهيد بهجت مشترى سعادت ، دارا وقار جمشيد اشتهار ، وارث تاج و تخت كيانى ، اورنگنشين اريكهء جاودانى ، داراى معدلت گستر و سكندر فريدون فر همايون اختر كشورستان ، گوهر يكتاى شاهوار بحرين عدل و كرم ، جوهر گرانبهاى كنوز رموز قدرت پروردگار عالم ، زيبندهء سلطنت ابد توأمان ، برازندهء افسر خلافت جاودان ، رايت نير اعظم عنايت رب العالمين ، علامت فضل و كرم و رحمت ، برقع گشاى عرايس نواميس سلطنت عظمى ، غلغله افزاى معارك ممالك خلافت كبرى ، درة التاج افسر صاحب كلاهى ، بحر مواج جنبش دست فيض نامتناهى ، اختر آفتاب منظر صبح سعادت جهانبانى ، جوهر با آب و تاب شمشير گيتىستانى ، كوكب درى آسمان بلند اقبالى ، فروزنده اختر سپهر جهانگيرى و بىمثالى ، برق تيغ خرمن سوز عمر معاندان ، ابر بىدريغ فيضان رحمت يزدان ، جام جهاننماى آئينه طالع اسكندرى مهر عالم آراى جهانگيرى و بلنداخترى ، طليعهء سهيل يمانى يمن يمن و ميمنت ، نتيجهء قياس اقترانى تربيت مقدمتين بخت و دولت ، صباح گيتى افروز افق طالع ، مصباح شعشعه اندوز ليلة القدر خورشيد مطالع « 1 » اشرف شاهان بلند احتشام ، سايهء حق دادرس خاص و عام « 2 » مطلع انوار خفى و جلى * خطهء شرع از خط او منجلى خسرو اين كشور فيروز بخت * مهر و مه از مطلع رايش دو لخت كرد ز نعل فرسش سرورى * آينهء طالع اسكندرى هست به پا از كرمش در جهان * سلسلهء عدل انوشيروان نقش نگين سنبل پر رنگ و بو * لوح جبين نو گل خورشيد رو قطرهاى از شبنم فيض سحاب * يك ورق از چهرهء او آفتاب
--> ( 1 ) - ظاهرا به قياس جملات مسجع قبل بايد خورشيد مطالع درستتر باشد : در متن مطاع ( 2 ) - اين قسمت هم كه در سند به صورت نثر آمده شعر به نظر مىرسد بدين صورت : اشرف شاهان بلند احتشام * سايهء حق دادرس خواص و عوام